بیکران مهر

تو رقص دلربای ساقه های طلایی گندم در موسقی بادی

بیکران مهر

تو رقص دلربای ساقه های طلایی گندم در موسقی بادی

نظرت چیه؟

شاید نتونم خوب حرف بزنم  

شاید نتوم خوب احساسمو بیان کنم  

شاید اصلا ظاهرم خلاف باطنم باشه   

ولی تو بگو از این عکسا حس من چیه  

 

۱)    

 

۲)  

 

۳)  

 

۴)  

 

۵) 

 

۶)  

 

۷) 

 

۸)   


نظرات 9 + ارسال نظر
پیمان چهارشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 11:46 ب.ظ http://paymandorosti.blogsky.com/

عکسا که نصفه نیمه باز شدن ! برا همین نتونستم نظری بدم دادا !!

آخرش نگفتی این مدتای طولانی که غیب میشی کجا میری ؟!

ویس پنج‌شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 12:48 ق.ظ http://lahzehayenab.blogsky.com

سلام .به ترتیب عکسارو نگاه کردم و نظرم را می نویسم:۱-عشق/۲-عاشقی/۳-فراق/۴-انتظار/۵-غصه دوری/۶-پیغام فرستادن توسط گل قاصد/۷-دوباره برگشت و عشق و شمع/۸-وصال/۹-پیوستن به دریای عشق

امیر یکشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 04:16 ب.ظ

سلام رفیق.ممنون که به سایت ما سر زدی و ممنون که نظر واقعی تو گفتی.من با این بلاگ مشکلی ندارم و به نظرم خوبه.اما یه پیشنهاد برادرانه میدم و اصلا قصد اجبار ندارم. اگه بیای به سایت ما و کمی شهدا رو بشناسی شاید راه زندگی تو پیدا کنی یا...

امیر یکشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 04:18 ب.ظ http://www.shahid-shenasi.com

یادم رفت سایتمون www.shahid-shenasi.com

امیر چهارشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 04:05 ب.ظ http://www.shahid-shenasi.com

سلام.شما درباره ی پدر ومادر شهید باقری گفتید پس لازمه به این مطلب جدیدی که می گذارم با عنوان "پدر و مادر شهید"
مراجعه کنید شاید نظرتون برگرده!

مسافر پنج‌شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 09:15 ق.ظ http://doncorleone.blogsky.com

سلام
برداشت من از این عکسها اینه
۱- رنگ عشق
۲- نیاز و طلب عشق از نفر مقابل
۳- حسرت
۴- به یاد او به اندازه عمق و وسعت دریا
۵- نگاهی به سوابق عشق و به دنبال دلیل عکس العمل های طرف
۶- با یک باد همه پیکره عشق آدم به هم میریزه
۷- هاله عشقت رو تجسم میکنی
۸- روز آشنائی و غروب جدائی

امید که همیشه با عشق باشی
شاد باشی

م سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 02:39 ب.ظ http://me-for-me.blogsky.com/


لحظه‌ای پلک بزن ..
ببین که چگونه،
به نفس‌نفس می‌اُفتم!
گویی حیاتم را، به نگاهَت بسته اند!

م سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 02:39 ب.ظ http://me-for-me.blogsky.com/

اما عکس 4 ام بی نظیره :)

امیر سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 03:30 ب.ظ http://www.shahid-shenasi.com

خیلی ممنون که نظر واقعی تو گفتی ولی خوب به نظر من اون سرهنگی که جز اقوام شماست یکم کم لطفی کرده و شهید همت هم اون موقع این چیزا رو می دونست و می گفت:دعا کنید شهید بشید چون بعد از جنگ اهل جنگ سه دسته میشن.دسته اول همه ی کارهاشون رو فراموش میکنن و میگن چقدر بیکار بودیم این کارا رو کردیم.دسته دوم به دنیا می چسبند ولی با اعمالی که در جبهه انجام دادن دشمن نمیشن.و دسته سوم که از جنگ میمانند خون دل میخورند که جامعه چرا اینجوریه!به نظر خودت سرهنگ شما جز کدوم دسته است؟
در ضمن زور قضاوت نکن اون موقع که اعلام نکردن هر کی بیاد جبهه و شهید بشه خانوادش در رفاه کامل زندگی میکنن!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد